صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

72

رسالهء سه اصل ( فارسى )

مردم از حيوانى و آدم شدم * پس چه ترسم كى زمردن كم شدم بار ديگر هم بميرم از بشر * تا بر آرم از ملائك بال و پر بار ديگر از ملك قربان شوم * آنچه اندر وهم نايد آن شوم پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كانا اليه راجعون از سر جان چه گذشتم رخ جانان ديدم * ترك سر كردم و سرتاسر تن جان ديدم در بيابان فنا از پى تحصيل بقا * خويش زير قدم آوردم و آسان ديدم هر حجابى كه مرا بود از ان بود كه خويش * خسته چرخ فلك بسته اركان ديدم ( 108 ) حاصل كلام آنكه آدمى بالقوه خليفه خداست ، كه " إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً " و قابل تعليم اسماء ، كه " وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ " . تو به قوت خليفه‌اى زخدا * قوت خويش را بيار بجا و مسجود ملائكه ارض و سماست ، كه